« به نام خدايي كه شايد اينجاست »
آمدي چون شنيدي شايد خدا اينجاست
شايد اين شايد كنار نام خدا تو را به وجد آورد شايد خنديدي
به حماقت اين بنده كه به اين حتمي ترين چيز شايد مي گويد
و شايد شك كردي وقتي مي گو يم شايد خدا اينجاست
شايدم شايد باشد و خدا گاهي به اين كهنه مكان سر بزند
و گفتي شايد اين جا جايي است كه خدا كم پيداست
و فراموشت شد كه شايد خدا اينجاست يعني خدا اينجاست
اگر خدا نباشد شايد اينجا نباشد و اين شايد يعني حتماً
خدا شايد ندارد خدا حتماً است!!!!!
اصلاً شايد......
.
.
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 17:33  توسط آتوسا
|
به نام خدا
سلام
این یک خدا حافظی است از دنیای وبلاگ نویسی
شاید زمانی باز هم بیایم
نمیدانم الان رسالت مهم تری بر عهده من است و آن کسب علم است شاید یک روز با یک وبلاگ جدید بیایم شاید یک وبلاگ علمی نمی دانم
وبلاگ نویسی لذت شگرفی داشت که با همراهی شما لذت بخش تر می شد حالا که این کلمات را می نویسم دلم برای تمام شما دوستان ندیده تنگ می شود اما هر وقت گذارم به این دنیای مجازی افتاد خواهم آمد و به شما سر خواهم زد
دوستانی که این جا با این وبلاگ پیدا شدند آسمانی بودند آسمانی بودن در کلماتشان موج می زد
فرشته های آسمانی برایم دعا کنید دعاتان میکنم...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387ساعت 13:1  توسط آتوسا
|
به نام خدا
در این دوره زمونه به عدهای از انسان ها روشن فکر گفته می شه که در اصل این طور نیستند و وقتی که به یک مقام و منصب مهم می رسن و دیگه کار از کار گذشته و هیچ کاری نمی شه کرد دستشون رو میشه نمونه های این افراد زیادن مثل آقای کردان که همه میشناسن و امام جمعه شهر ما ابهر که کسی نمیشناسدش
این امام جمعه محترم در خطبه های نماز جمعه فرمودن که
هر کس که به نماز جمعه نمی آید مرده است
آقای امام امام جمعه محترم اگر قرار با شه همه بیان نماز جمعه اون وقت که مملکت بیشتر شبیه مملکت اموات می شه و هزار و یک حرف دیگه که شاید اینجا جای گفتنش نیست آخه شما و اینترنت؟ شما که اینجا ها نمیپرید این جا جایی برای آدم های روشن فکر نه آدم های کوتاه فکر مثل شما اگر من تا قبل از این می اومدم نماز جمعه این رو بدونید تا زمانی که شما امام جمعه هستید هرگز به میل درونی نمی آم آخه باید کسی که بهش اقتدا می کنی عاقل تر از این حرفا باشه
هرچند کشوری که رئیس جمهورش احمدی نژاده و در پاسخ به گرونی میوه میگه سر کوچه ما ارزونه کی می گه میوه گرونه و آدم هایی مثل کردان تو دولتن از شما چه انتظاری میشه داشت!!!!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 13:31  توسط آتوسا
|
به نام خدا
دوستان من سلام
از بد قولی خودم شرمنده ام آخه نمی دونستم دانشگاه این قدر مشکلات داره ولی از این دفعه دیگه سر قولم هستم وناپدید نمی شم البته سعی می کنم
اما چی بگم از مشکلات دانشگاه و خوابگاه .........
۱۴ نفر تو یه اتاق!!!!!!! به خدا راست می گم
از صبح ساعت۸ تا شب ساعت ۷:۳۰ کلاس
از درس ها هم که نگو و نپرس استاد شیمی جلسه اول: عدد آووگادرورا کشف کنید (با راهی که تا به حال کسی به آن نرسیده ) جلسه دوم: معادله شرودینگر را اثبات کنید( صورت معادله رو عوض کرده وهیچ جا اثباتش نیست فکر کن!!!!!!!)
دلتنگی ها: دلم برای مامانو بابا و شیوا خیلی تنگ می شه
دوستای خوبی دارم ولی هیچ کدوم مثل سولماز باوفا مثل نیلوفر باانرژی و مثل مرضیه با حال نیستن از همین جا داد می زنم دلم براتون تنگ شده دوستای خوبم....
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 12:17  توسط آتوسا
|
به نام خدا
توليدوپخش5/2 ميليون دقيقه برنامه در مورد نماز
اين تيتر صفحه 15 روزنامه جام جم در تاريخ يكشنبه 16 تير 1386 است
حالا يه سوال 5/2 ميليون دقيقه برنامه و پخش زنده نماز جماعت مراجع
تقليد تمامي مشكلات ما اعم از اقتصادي- سياسي-فرهنگي و...
ما هارو حل ميكنه ؟
اگه به جاي اين برنامه ها برنامه هاي علمي وهنري يا حتي از اين سريال هاي كيلويي*
پخش كنن آموزنده تر نيست؟
سريال كيلويي ديالوگ هايي به اين ترتيب دارد
خواهش ميكنم بي بي تو رو خدا يادتون نره قربونتون بشم بفرماييد خواهش ميكنم قابل شما رو نداره نفرمايين اين
چه حرفيه خواهش ميكنم تورو خدا نفرماييد
يا
يا خدا يا حسين يا ابوالفضل يا علي اومد واي خواهش ميكنم بفرماييد
نفرماييد واي(يه جيغ بلند همسايه ها از پشت بوم نگاه ميكنن چادرش جلو دهنشه اشكاش داره ميريزه يهو
غش ميكنه)
**************************
من:ميدوني چي شده ؟
اون: نه................... چي شده مگه؟
من:مدير يه سايت شدم
اون : نهَ .............. حالا مدير چه سايتي شدي ؟
من: Faral.ir
اون : مدير چه بخشي شدي ؟
من: بخش تاريخي
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اون : مباركه
من: مرسي!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 14:47  توسط آتوسا
|
به نام خدا
باد پشت شيشه چسبيده باد دلش مي خواد بياد تو ولي كسي
راش نمي ده پشت شيشه اتاقم باد التماس مي كنه بلند مي
گه اگه رام ندي شيشه رو مي شكنم ولي من دلم به حال
عروسك بچگي هام مي سوزه وقتي خيلي بچه بودم
لباسا شو پاره كردم حالا اگه باد رو راه بدم اون يخ مي زنه
حالا تو بگو دل بادو بشكنم يا عرو سكمو؟ كدوم بهتره؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 16:33  توسط آتوسا
|
به نام خدا
سلام
الف)چند نكته:
1)ديپلم ميييييييي گييييييييي رييييييييييييييييم
2)امتحانات وحشت ناك بود 
3)تا حدودي گند زديم
4)آخيش
5)هر چه مي خواهد دل تنگت بگو
6)سال نو مبارك
ب)يه درد دل:
هيچ چيز مطلق نيست اوني كه مطلقه خداست
خدا ما رو طوري آفريده كه تو اوج غم عاشق بشيم
تو اوج عشق بخنديم
و تو اوج خنده بفهميم اوني كه عاشقش شديم
خدا بوده كه تو لباس عشق ما رو از غم نجات داد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 0:51  توسط آتوسا
|
از همه شما به خاطر مسئله تایید نظرات و بعد نمایش اونها عذر میخوام
من از این کار متنفرم
اما یه الاغ عوضی بد جوری با نظرای غیر اخلاقی اذیت میکنه
این یارو یه بار هم هکم کرده
نمیدونم از جون من چی میخواد
ولی یه ضرب المثل ترکی میگه
دنیانین گویروقو اوزون دو
یعنی دم دنیا بلنده و تو عاقبت کار هاتو میبینی
از همه شما که سر زدید ممنونم
امتحانات داره میاد برام دعا کنید
من هم برای شما دعا میکنم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 20:24  توسط آتوسا
|